جمعه های انتظار...

مولای من...

چقدر شمارش جمعه های بدون تو سخت است...

چقدر نفس کشیدن در هوایی که عطر تو نیست سنگین است...

چقدر چشم به راه تو ماندن و تو را ندیدن کشنده است...

آقاجان

این اولین جمعه ای است که وبلاگمان را بی تو تجربه می کنیم...

به این امید که در جمعه ی بعد از آمدنت بنویسیم...

چه روز ها که یک به یک غروب شد نیامدی

چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی

تمام طول هفته را در انتظار جمعه ام

دوباره صبح،ظهر،نه غروب شد نیامدی

برای ما که خسته ایم و دلشکسته نه

ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی

 

/ 2 نظر / 5 بازدید
سابح

سلام دارد زمان آمدنت دیر می شود دارد جوان سینه زنت پیر می شود یاعلی(ع)