سفینه نجات

داشتیم سقوط میکردیم ازبلندترین ارتفاع زندگیمان...

ولی محرم رسید وکشتی نجات را به آب انداختند...

وافتادیم دوباره درکشتی حسین ع...

حسین جان تونمی خواهی ازچشم مهدی فاطمه بیفتیم...

باز هم نجاتمان دادی آقا...

التماس دعای فرج

/ 6 نظر / 4 بازدید
fatemeh

ممنون.واقعا قشنگ بود.[چشمک][خجالت][قلب]

آشــیــــــان

سلام. کربلا آخر خط است، پیاده نشوی، برمیگردی... بروز هستم، خوشحال میشم سر بزنید. یا زینب

زنبق

به دشت کربلا،جمعی پریشان ماند و من ماندم فراز نیزه ها،آوای قرآن ماند و من ماندم التماس دعا

حمید

یا ایها العزیز مسنا و اهلنا الضر...

مدیروب سایت محبان مهدی

سلام بزرگوار خوبی درخواست شمارادرمورد لوگو به یکی ازدوستانم دادم انشاالله تادوروزدیگر برای شماارسال خواهدکرد[گل][گل][گل]